المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
744
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود و زينب خيال مىكرد كه رسول خدا ، او را براى خودش ، خواستگارى مىكند . وقتى فهميد كه اين خواستگارى براى زيد است ، إبا كرده و آن را نپذيرفت ، چرا كه شأن زينب از شأن زيد بالاتر بود . در اين هنگام آيهء : * * * [ 333 ] « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً » « 1 » ؛ « هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند ، اختيارى داشته باشد و هر كس عصيان خدا و رسول را بنمايد آشكارا به ضلالت و گمراهى افتاده است » نازل شد . زينب عرض كرد : راضى شدم ، اى رسول خدا ! پيامبر نيز او را به ازدواج زيد درآورد . سپس پيامبر ده دينار و شصت درهم به عنوان مهريّه ، يك روسرى ، يك ملحفه ، يك پيراهن ، يك شلوار ، پنجاه مدّ طعام و سى صاع خرما براى وى فرستاد . و على بن ابراهيم در تفسيرش روايت كرده است كه رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) « 2 » زيد را خيلى دوست مىداشت و وقتى زيد در ديدن وى تأخير مىكرد ، خود حضرت به منزل وى مىرفت تا جوياى حال او شود . روزى زيد نزد حضرت به منزل وى مىرفت تا جوياى علّت آن شود . روزى زيد نزد پيامبر نيامد و پيامبر به منزل وى رفت . زينب در وسط اتاقش نشسته بود و با سنگى ادويه مىكوبيد . رسول خدا ( ص ) درب خانه را فشار داد و وقتى چشمش به زينب افتاد ، فرمود : « سبحان اللّه خالق النّور تبارك اللّه احسن الخالقين » « 3 » و برگشت . وقتى زيد به خانه آمد و زينب ماجرا را براى وى تعريف كرد ، به او گفت : شايد مهر تو به دل رسول خدا ( ص ) افتاده است . آيا مىخواهى تو را طلاق دهم تا پيامبر با تو ازدواج كند ؟ زينب گفت : مىترسم تو مرا طلاق دهى ، ولى پيامبر با من ازدواج نكند . زيد به سوى رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمد و عرض كرد : زينب با من درشتى مىكند و مرا با زبانش مىآزارد ، ( بارها آزاد بودن خويش و بردگى او را به رخش كشيده بود ) مىخواهم او را طلاق دهم . پيامبر فرمود : همسرت را نگهدار و از خدا بترس . امّا بعد از آن زيد او را طلاق داد . و روايت شده است كه وقتى عدّهء زينب تمام شد ، حضرت به زيد فرمود : من نزد خودم كسى مطمئنتر از تو نمىيابم ، زينب را براى من خواستگارى كن .
--> ( 1 ) . سورهء مباركهء احزاب ، آيهء ، 36 ( 2 ) . تفسير قمى ، صفحهء 514 . ( 3 ) . يعنى : « پاك است پروردگارى كه خالق نور است ، آفرين بر خداوند بهترين خالق .